شب پر از بغض های رسیده ایست که به تلنگری میشکند و ارام و بیصدا لابه لای پرهای توی بالشتها می لغزند و گم می شوند در ان انبوه سفیدی
شب پر از دست نوشته های دل تنگ مردی ست که معشوقه اش دیگر از ان خیابان عبور نکرد
شب پر از بیقراری های زنانه زنی ست که توی روز هر چه گشت نشانی از محبوبش ندیدکه ندید
شب است و سکوت و تنهایی و اشک و دست نوشته های تویی که حتی خودت هم در باورت چنین عاشقی و شیدایی و بی دلی نبود....
و من چه بی اندازه نگران نگرانی هایت و دل تنگی هایت و اشکهایت و حرفای نزده ات و تمام شب بیداری هایت و...
و حال دلت هستم...
زمین دیار غربت است.......
ما را در سایت زمین دیار غربت است.... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 85