
خسته ام؛آنقدر خسته که دوست دارمسوار آخرین اتوبوس جا مانده در جاده شوم..روی آخرین صندلی کنار شیشه بنشینم وبا دستانم،خودم را بغل کنمخودم را در شالگردنی که دور گردنم پیچیده است فرو ببرم وسرم را به شیشه سرد اتوبوس تکیه بدهم..چشمانم را ببندم و بدون فکر ک...
ادامه مطلب